+ امروز بابام یه حرف خیلی خوشگل بم زد: "خودتو بنداز رو موج خدا ..." می‌دونی لابد، بابام اصلاً آدم مذهبی‌ای نیست. می‌گفت بیخودی دست و پا نزن، بذار موج ببرتت ...
- دست و پا زدن با اینکه خودتو بندازی تو موج تناقضی داره؟
+ هوم، دست و پا زدن به معنای تلاش بیخودی کردن.
-می‌دونم ک می‌دونی؛ ولی جهت روشن شدن اذهان عمومی خواستم تفاوت بین "تسلیم جبر شدن" با "تلاش برای کسب لیاقت امواج بهتر" و بعدش "تسلیم موجی ک قسمتت میشه" رو بگم!
+ من داشتم تلاش مذبوحانه میکردم که عقدم بشه :))))))
- کدوم مرحله شی الان؟
+ ایشالا این هفته جلسه سوم. یا خونه ما یا بیرون
- ایشالا هر چی صلاحته
+ می‌ترسم ... أنا الخائف الذی آمنته ...
- نترس. دلت قرص. خدا دوسِت داره
+ از نشدنش نمی‌ترسم. از شدنش می‌ترسم اتفاقاً ... کم نیارم؟!
- خدا رو ولش کن! تو فقط نقش خودتو ایفا کن! اونی ک هستی رو ابراز کن؛ نه اونی ک دوست داری باشی. خدا اونی ک هست، هست...
+ اینا بهونه ست ... تهِ تهش می‌ترسم خدا بزنه زیرش! "یغنهم الله من فضله"... ولی این همه فقیر ... این همه مریض ... این همه بیکار ... چیه معادله‌ش؟! نمی‌فهمم!
- به تو هیچ ربطی نداره که کیه و معادلاتش چیه. و السلام علینا و علیکم و علیهن. خوف، فرزند شک است و شک زاییده ی شرک؛ و خوف و شک و شرک، این سه راهزنان طریق حق‌اند...
+ بابام امروز می‌گفت یه کاری کن که شغل آینده خودتو تضمین کنی... همزمان تو فکرم حرف آیت‌الله حائری اومد.
- دولت گفت به هر کی ازدواج کنه ماهی دومیلیون تومن میدیم، سربازیشم باهاش راه میایم، همه رفتن دنبال زن گرفتن. خدا گفت هر کی ازدواج کنه، رزقش با من. تضمینی بی نیازش میکنم، سربازیشم با من... مردم ب قول دولت بیشتر ایمان داشتند تا به قول خدا. خدا قهر کرد و رفت...




پ.ن:
توی این سری پست‌ها، قانون اینه که اون جملاتی که با علامت - شروع میشن مال منه. و جملاتی که با علامت + شروع میشن رو مخاطبم گفته. گفتارها، چت‌ها و اتفاقات روزمره ست معمولا؛ با حفظ امانت و رعایت صداقت...