بسم الله

یا مَن جَعَلَ اللَّیلَ لِباساً...

 

شب؛

و اگر شب نبود...

 

 

 

شب است و سکوت است و ماه است و من
فغان و غم اشک و آه است و من
 
شب و خلوت و بغض نشکفته‌ام
شب و مثنوی‌های ناگفته‌ام
 
شب و ناله‌های نهان در گلو
شب و ماندن استخوان در گلو
 
من امشب خبر می‌کنم درد را
که آتش زند این دل سرد را... 1

 

 

+ یُقَلّبُ اللهُ اللَّیلَ و النَّهار... 2

++ دلم پرواز می خواهد؛ دلم آواز می خواهد؛ دلم از تو سرودن با صدای ساز می خواهد.../

 


 

 

 

 

پ.ن:

حکایت آنان که بدون فکر و فقط از سَرِ شور طرفدار روحانی یا رئیسی یا قالیباف هستند؛ حکایت مسلمانانی است که بی‌اندیشه مسلمان شده‌اند. هر کدامشان را که بیاورید، با چند شبهه ساده می‌توان به زانو درآورد. بند را آب می‌دهند و می‌روند.

 و مگر بین مسلمانی که مسلمانی‌اش را فقط از باب مسلمان‌زادگی دارد با مسیحیانی که به واسطه‌ی مسیحی‌زادگی مسیحی شده‌اند تفاوت زیادی هست؟

عشقی که مقدمه‌اش منطق و تعقل نباشد، شور است. شور یک روز می‌آید؛ شور یک روز می‌رود. برای شور در پیشگاه الهی دلیل و برهانی نخواهی داشت. شور احمدی‌نژادی یا شور موسوی‌ای‌ات را به خاطر بیاور! تو چشم‌هایت را بسته‌ای و فقط می‌گویی ولایت فقیه. و ولایت فقیه از تو تحلیل می‌خواهد. فکر می‌خواهد. تعقل می‌خواهد. مهم‌تر از انتخابات، این است که یاد بگیری تحلیل کنی. عقل آن‌چنان بر تو محیط شود که شعورت در شور هم ناخودآگاه تو را به راه راست برساند. فکر کن! بیاندیش! تعقل کن! و بعد توکل کن! انتخاب اشتباهِ همراه با تعقل به تقوا نزدیک‌تر است تا انتخابِ تقلیدیِ شورانگیزِ بی‌تعقلی که از روز اول اتخاذ کرده‌ای! تو سیاهی‌لشکر نیستی که به هر سو بخواهند، ببرندت. جَمَل‌ها در پیش است. فتنه‌ها در راه است. و خدایی که همین نزدیکی است.../

* تو هنوز هم بچه‌ای...

 

 

 

 

ــــــــــــــــــ

1. بخشی از سروده علیرضا قزوه

2. قرآن؛ مبارکه نور؛ شریفه 44