بسم الله



سَیَجعَلُ اللهُ

بَعدَ عُسر یُسراً




خداوند به زودی،

پس از سختی، آسانی فراهم می‌کند.



مبارکه طلاق

شریفه هفتم



پ.ن:

- جناب دکتر! براتون ممکنه برگه‌ی پروپوزال منو امضا کنید؟

+ بله. حتماً! خیلی خوبه.

- خوبه؟

+ بله. خوبه. ما اگه شما رو توی اون جلسه کوبیدیم، به خاطر این بود که کارت قوی بود. ما قوی‌ها رو می‌کوبیم. ضعیف‌کشی نمی‌کنیم!

- :|||||

+ تابستون چکاره‌ای؟ می‌تونی تهران باشی؟

- بستگی داره شما ازم چی بخواین.

+ میخوام توی شرکت چندتا دفترچه از بویینگ بهت بدم مطالعه کنی و بعدش وصلت کنم به یکی از اساتید دانشگاه پرینستون:)

- :|


پ.ن 2:

ماجرا از این قراره که من ماه‌ها و ماه‌ها بود که روی طرحم کار می‌کردم. توی شرایط سختی بودم و کار می‌کردم. برای کاری که توی ایران هنوز شروع نشده، برای اولین بار یه بررسی گسترده شروع کرده بودم. چند هفته‌ی پیش، یعنی بعد از ظهرِ همون شبی که بعد از حدود ۸ ماه علیرضا رو دیدم، توی یه جلسه‌ی دفاع که بیشتر از یک ساعت طول کشید، به بدترین وجه ممکن با من برخورد شد. تا جایی که جلسه‌ی دفاع رو نیمه‌کاره رها کردم و اومدم پایین. میشه گفت تحقیر شدم:)

یادم میاد سر سوزنی ناراحت نشدم. خم به ابرو نیاوردم. کاملاً برام هضم شد. از خدا طلب عزت کردم. توی تمام این روزها، فقط با خودم سعی می‌کردم که سعی کنم برای خدا جلو برم و کاری به تحقیر یا تشویق خلقش نداشته باشم. شاید خیلی موفق نبوده باشم. ولی مطمئنم که خدا چیزایی که به قلبم خطور می‌کرد رو دید و شنید...


+ کاش خدا قدری بهمون ظرفیت بده که تحقیر و تشویق خلق برامون بی‌اهمیت باشه

++ کاش برای خدا باشیم؛ بقیه‌ش بچه‌بازیه.

ما عندکم ینفد؛ و ما عندالله باق...