- مگه نه این‌که از بیماری باید عبرت گرفت؟ از مرگ باید عبرت گرفت؟ از درد آدما درد کشید؟
+ وقتی نگاهت، نگاه عبرت‌بین نباشه، ناقه‌ی صالح هم برات یه شتره، مثل بقیه شترها. مرگ که دیگه بچه بازیه!
- صادق می‌ترسم... می‌ترسم خدا آدم بودنو ازمون بگیره. حیوون شدیم‌ها... می‌ترسم خدا دینشو ازمون بگیره.
+ همین که موقع انجام احیای قلبی - ریوی عکس سلفی نمی‌گیرن خیلیه! بماند که شکسته شدن دنده‌ها موقع ماساژ قلبی الان دیگه یه جوکه! نگاه‌هامون خیلی تغییر کرده داداشم! نمونه‌ش خود من! عبرت نمی‌گیرم. یه پیرِزنه زیر دست خودم رفت.
- منم دوس دارم زیر دستت برم❤️


پ.ن: قشنگ معلومه چقد این چن ساعتی که توی بیمارستان با اینترنا و رزیدنتا سپری کردم، بهم فشار آورده. مگه نه؟ :))) تا صبح ممکنه چنتاشونو بکشم تا یه کم آروم شم:))

پ.ن ۲:
میدونین چیه؟ دوست دارم همه‌ی اینترنا و رزیدنتا رو با یه پرواز ویژه‌ی مجانی ببرم کویرگردی:)))


 





+ هر چی می‌گذره از خودم راضی‌تر می‌شم بابت این‌که شیفت کردم روی مهندسی هوایی. خیلی از خودم راضی‌ام. خیلییییی :/

++ اگه محمدصادق بفهمه چتشو این وسط منتشر کردم... چه شود! :)))

+++ محمدحسین به هوش اومده. فقط کسی نیست جواب بده که عمل موفقیت‌آمیز بوده یا نه. و ایضاً نمی‌دونیم اون‌جاشو که بسته‌ن الان، قطع عضو شده یا نه.