بسم‌الله

من یک آدم ظالم‌ام. خیلی خیلی ظالم‌ام. اما وقتی ظالم‌ام، خیلی مظلوم می‌شوم. خیلی خیلی مظلوم می‌شوم. من یک ظالمِ مظلوم‌ام. ما آدم‌ها وقتی گناه می‌کنیم، ظالمِ مظلوم می‌شویم. خودمان ظالم می‌شویم؛ خودمان مظلوم می‌شویم. خودمان به خودمان ظلم می‌کنیم؛ خودمان از خودمان ظلم می‌کِشیم. یک وقت‌هایی باید فریاد بزنیم "ظَلَمتُ نَفسی" تا یادمان نرود که ظالمِ مظلومیم. خدا صبرمان دهد با این همه تضاد و تعارض.
هفته‌ای یک بار هم باید بروم توی یک گوری چیزی بخوابم که وقتی کمی بهم خوش می‌گذرد و به خواسته‌ها و آرزوهایم نزدیک‌تر می‌شوم، یادم نرود آخر و عاقبتم تک و تنها در همین جایِ تاریکِ نیم در دو در دو مترمکعبی است. "تغابن"، این جور موقع‌ها خوب بلد است خوش‌ترین روزهای آدم را زهرمارش ‌کند. شیرین‌ترین زهرمار دنیاست این تغابن. خدا صبرمان دهد با این همه تضاد و تعارض.