بسم الله

قبل از این‌که این پست را بخوانید، همین الان بروید پیشانی‌تان را بر خاک کربلا بسایید؛ چراکه خواندن وبلاگ من مثل خواندن درس ارتعاشات مکانیکی نیست که پیش‌نیازش دینامیک و ریاضی پیشرفته باشد. مثل خواندن تکنیک پالس نیست که پیش‌نیازش الکترونیکِ یک و دو باشد. مثل خواندن پاتولوژی نیست که پیش‌نیازش خواندن ایمنی‌شناسی و باکتری‌شناسی باشد. حتی مثل خواندن منطق خطابه، شعر و مغالطه نیست که پیش‌نیازش منطق برهان و جَدَل باشد. خب الان می‌توانید سر از سجده بردارید و بدون این‌که نیاز باشد چرندیات 1-016 را بخوانید، چرندیات 2-016 را بخوانید!
چند وقت پیش نشسته بودم کنار دست دکتر محمدی. گفتم حال کامپوزیت را نمی‌فهمم. وسط لوپ خروجی کردستان بزرگراه رسالت، خمیازه‌کشان در حال رانندگی فرمودند این غلط است که فکر کنیم اول باید قواعد فلزات را بشناسیم و بعد تعمیمشان دهیم به کامپوزیت‌ها. با کامپوزیت باید به شکل سازه‌ای برخورد کرد. کلی چیز دیگر هم فرمودند که هیچ کدامش سرِ سوزنی به شما مربوط نیست! مثل همه‌ی این‌ها که که سرِ سوزنی به شما مربوط نبود.
بعد من رجوع کردم به نفس خودم که دشمن‌ترین دشمن من است و در دو طرف پهلوهایم قرار گرفته. گفتم ای نفس! تو را با کامپوزیت چه مرگ است؟ کامپوزیت را با تو چه مرگ است؟ مرگ را با کامپوزیت چه تو است؟ چه را با مرگ تو کامپوزیت است؟ و حتی است را با تو چه کامپوزیت مرگ؟
بعد مرگ من با کامپوزیت مشخص شد! همان موقع تفنگ را درآوردم و کامپوزیت را کشتم. اما نمرد. لاکردار به پشتوانه‌ی چند ده هزار کتاب و مقاله و سازه‌ی پیشرفته‌ی زمینی و هوایی و دریایی نمرد! البته در جواب ترور ناموفقش مرا قصاص نکرد و نکشت. چون موجود گوگولی و دوست‌داشتنی‌ و بخشنده و متواضعی بود. مثل همه‌ی آدم‌های غیر از من. بعد آمد درِ گوشم گفت می‌دانی مرا با تو چه مرگی است؟ منتظر بودم جمله‌ی بعدی‌اش این باشد که تو را با من چه مرگی است؟ مرگ را با تو چه منی است؟ چه را با تو من مرگی است؟ و الخ... اما مثل بچه‌ی آدم فقط گفت می‌دانی مرا با تو چه مرگی است؟ گفتم چه مرگی است؟ گفت من گاهی غیرقابل پیش‌بینی‌ می‌شوم؛ مثل خودت. و تو تحمل یک نفر مثل خودت را نداری. بعد من گفتم کور خوانده‌ای ای کامپوزیت! من ان‌شاءالله برای مبارزه با نفسم سه واحد خرابی در کامپوزیت‌ها پاس خواهم کرد تا ببینی خصومت شخصی با احدی ندارم. این‌جا بود که کامپوزیت مرا بوسید و برای آن‌که توانسته بود محضر مرا درک کند سجده‌ی شکر به جا آورد.
+ والحمدلله رب العالمین