بسم الله
یاجواد

قبل ترها فکر می کردم سربازها نباید فکر کنند. نباید فکر کنند تا نفهمند. نفهمند تا به خوبی از فرمان مافوق تبعیت کنند. بعدترها یاد گرفتم که سربازها باید فکر کنند. فکر کنند تا بفهمند. بفهمند تا به خوبی از فرمان مافوق تبعیت کنند.
خیلی فرق است بین سرباز و سیّاس. مثلاً صد و چهل و دو نفر از سیّاس های مجلس ثبت نام کردند تا به عنوان موافق برای وزیر پیشنهادیِ نیرو سخنرانی کنند. در هنگام رأی گیری امّا صد و سی و سه نفر به وزیر رأی اعتماد دادند. لازم نیست بگویم که این وسط چند نفر برای دفاع از وزیری ثبت نام کردند که خودشان به او رأی ندادند. چه قدر این مجلس بوی تعفّن می دهد. چه قدر یک "تَکرار می کنم" مجلس را به گند کشید. حالا با خیال راحت می شود یک دلیل دیگر برای این که چرا داعشی ها نتوانستند وارد صحن اصلی مجلس شوند، نوشت. چون شهادت، لیاقت می خواهد. لیاقت شما همان اتومبیل هایی است که همان اوّل نماینده شدنتان هدیه می گیرید. لیاقت سربازها این است که در ساختمان مجاور شما خون بدهند و خون داعشی ها را بریزند. بعد هم از اعمال شما خون دل بخورند. لیاقت شما فشار دادن شاسی موبایل هایتان برای سلفی است. لیاقت سربازها فشار دادن شاسی موشک های انتقام از داعشی هاست. جوانِ مملکت با دیدن امثال شما حق دارد به حرف مدرّس شک کند. حق دارد بگوید مرحوم مدرّس اشتباه می کرد که می گفت "دیانت ما عین سیاست ماست. سیاست ما عین دیانت ماست" ما هم حق داریم در مقابلش خفه شویم و سرمان را زیر بیاندازیم و نگوییم مرحوم مدرّس گفت دیانت "ما" عین سیاست "ما"ست؛ نه دیانت و سیاست این هایی که خودشان را چسبانده اند به "ما".
"تَکرار می کنم"؛ 
خیلی فرق است بین سرباز و سیّاس.

+ "لیاخوف"مان آرزوست. می شناسیدش که؟

پ.ن:
بفرمایید چند کیلوبایت روضه ی شهادت تک پسر امام رضاجانمان...