بسم الله

یا نورُ یا قدّوس...

تویی و عالَمی که گِرد تو می گردند؛
 ایستاده ای به میان و جهانی که مطاف عشق تو را طواف می کنند. چه ستاره هایی را با جذبه عشق، پروانه خودت کرده ای!
تصدقت بشوم! قربانت بروم! دورت بگردم! سهم ما سیاهچاله ها هم گردش است. اما گردش به دورِ دورترین مَدارهای تو... کاش زنجیرِ مَدارمان را به تیغ محبتی می بُریدی. کاش با سرعت نور به نور می رسیدیم. می رسیدیم و ذوب می شدیم در حرارت عشق...

حالا ولی ما از تو دوریم؛ به اعتبار فاصله ی چند صد سال نوری مان...