بسم الله

گفتند یک شعر بگو تا بگوییم حک کنند روی سنگ قبرش. گفتم بنویسید:
"امیر بیان (ع):
النَّاسِ نیامٌ. فَإِذا ماتُوا انْتَبَهُوا؛
مردم خوابند. زمانی که از دنیا رفتند بیدار می شوند."
گفتم و تأکید کردم که بنویسید "امیر بیان (ع)"؛ نه کمتر و نه بیشتر. نه فقط به خاطر این که علامه جوادی، امام علی (ع) را امیر بیان خطاب می کنند؛ که بیشتر به این خاطر که اگر کسی حواسش نبود و پایش را گذاشت روی سنگ قبر، بی حرمتی به نام مبارک مولایمان نشود.
در همین فکرها بودم که زدند توی ذوقم و گفتند گفتیم "شعر" بگو! این دیگر چیست؟ من هم تلگرامم را باز کردم و یک دو بیتی مرتبط با حضرت زهرا را که به ذهنم رسید نوشتم و فرستادم برای دایی. برای محکم کاری یک تک بیتی دیگر هم که یادم آمد فرستادم. تلگرام را بستم و تمام.
بعد دیدم که همان دو بیتی را جدی جدی سفارش داده اند برای سنگ قبر. یک بار از رویش خواندم و دیدم که قافیه بیت دومش کمی ایراد دارد. به روی خودم نیاوردم. فقط زیر لب برای خودم گفتم: "الناس نیام. فاذا ماتوا انتبهوا". من از همان اولش بلد نبودم برای سنگ قبر چیز خوبی بگویم. حتی بلد نبودم چیزهای خوب روی سنگ قبرها را بخوانم؛ به جز یک مورد: حرم امام رضا که می روید، توی بهشت رضا، قطعه 72، مزار مرحوم علیزاده، یکی از بکّایین خیلی خاص حضرت اباعبدالله (ع). روی سنگ ساده شان نوشته:
"ای که از روی مزارم گذری! نوحه بخوان!
نام مولا شنوم زیر لحد گریه کنم..."
اما به هر حال من از همان اولش بلد نبودم برای سنگ قبر چیز خوبی بگویم. حتی بلد نبودم چیزهای خوب روی سنگ قبرها را بخوانم. من اصلاً از سنگ قبر بدم می آید. شب و روز از خدا می خواهم این یکی را به من ندهد. آدم، قبر که نداشته باشد، سنگ قبر هم نمی خواهد. حالا به فرض که خدا اراده کند که قبر داشته باشیم، دلیل نمی شود که اراده کند که سنگ قبر هم داشته باشیم! خجالت نمی کشید و نمی کشیم که فاطمه زهرا (س) بی مزار است و شما و ما قبر داشته باشیم و باشید؟ شرم نمی کنیم در حضور قبر خاکی امام حسن (ع) سنگ قبر سفارش می دهیم؟ ما از کی تا حالا این همه بی شرف شده ایم؟ این همه کمپین و چالش مزخرف تشکیل داده اید و داده ایم. به ذهن هیچ کداممان نباید برسد که شیعه تا وقتی که برای حضرت زهرا (س) بارگاه نساخته، نباید برای خودش و عزیزانش قبر بسازد؟ نمی خواهید کمپین #شیعه_قبر_ندارد تشکیل بدهید؟ شیعه نباید دق کند؟ نباید بی قبر بماند؟ شرم نمی کنید که مزار امامتان وسط بقیع زیر آفتاب و سرما و گرما مانده و شما برای پدران و پسرانتان سفارش سنگ قبر می دهید؟ هنوز جای مزار مادر دو عالم معلوم نیست. بعد می رویم برای مادرانمان سفارش سنگ قبر می دهیم؟! ما از کی عزیزتر از عزیزترین های خدا شده ایم؟ این همه "بِأبی أنت و أمّی" که لقلقه زبانمان است کو؟ این چیزها این قدر پیچیده است که به ذهن هیچ کداممان نمی رسد؟ ما از کی تا حالا این همه بی ادب شده ایم؟ کنار "العجل" گفتن ها چه غلطی کرده ایم؟ لعنت بر این همه عرف... لعنت بر این همه سنّت مزخرف... لعنت بر این همه حرف مردم...
خدایا! این آدم ها به حرف هایم گوش نمی کنند. تو را به فاطمه ات قسم! تو را به حسن بن فاطمه ات قسم! تو را به حق کوثر پیامبرمان، یک جوری آخر عمرمان را رقم بزن که این جسم خاکی مان گم و گور شود. یک جوری نیست و نابودش کن که کسی نخواهد دفنش کند. آن قدر بی نام و نشانمان کن تا کسی نخواهد سنگ قبر برایمان سفارش دهد. خدایا! مبادا در عالم برزخ بابت قبرهامان خجالت زده ی امام حسن و مادرشان شویم...



+ دنبال شهرتیم و پی اسم و رسم و نام

غافل از این که فاطمه، گمنام می خرد...